X
تبلیغات
رایتل
شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 18:06



باچهره          افروخته            گل را         مشکن

افروخته         رخ مرو          تو دیگر        به چمن

گل را            تو دگر           خجل مکن     ای مه من

مشکن           به چمن           ای مه من       قدر سمن 

پروفسورهشترودی 

 

علاقه شدیدی که سابق به تو ابراز میکردم
دروغ و بی احساس بود ودر حقیقت نفرین من نسبت به تو 

روز به روز بیشتر می شود و هر چه تورا بیشتر می شناسم
به پستی و دورویی تو پی می برم  

این احساس که در قلب من جای می گیرد و بالاخره باید 

از هم جدا بشویم و دیگر به هیچ وجه حاظر نیستم که  

روزی شریک زندگی تو باشم اگر چه عمر دوتایمان چون گلهای بهاری کوتا بود ولی 

 در این مدت کوتاه توانستم به طبیعت پلیده و هوسهای زشت تو پی ببرم  

بسیاری از اخلاق تو برای من روشن شد و مطمئنم
این خوی و خصلت تو بالاخره روزی تو را بدبخت خواهد کرد
اگر پیوندها سر بگیرد 

عمری با پشیمانی خواهم زیست اگر چه آغاز آشنائی ما زیاد طول نکشید ولی جدا از هم  

تمام عمر خوشبخت خواهیم شد ولازم است بگویم که
این موضوع را هیچ وقت فراموش نکن و مطمئن باش
این نامه را سرسری نمی نویسم و چقدر ناراحت کننده هست که اگر
در صدد دوستی با من باشی بنابراین از تو می خواهم
جواب نامه را نده چون نامه تو سراسر
دروغ وتظاهر بوده و فاقد هر
محبت هست من تصمیم دارم برای همیشه
تو یادگار عشقت را فراموش کنم چون دیگر به هیچ وجه نمی خواهم
خودم را راضی کنم که دوستت داشته باشم

حالا دوباره از بالا خط های قرمز رو فقط بخون
 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo